باسلام...اين وبلاگ رو براي دل خودم ساختم تا يه وقت فکر نکنه که توي اين زندون زندگي هيچ کي بفکرش نيست وتنهاي تنهاست...!!
کاش مي شود سکوت را درهم شکست وازحصارتنهايي گريخت.
 خسته ام:
خسته از اين همه نيرنگ وفريب که همچون بغضي درون تنهايي ام خانه کرده.
 چه سخته تحمل درد انتظار...؟
 وچه هراس انگيز است که بداني انتظارت راپاياني نيست...!!
خدايا...
 تاکي باوعده هاي دروغين به اين دل بيمار اميد زنده بودن دهم...؟
 فردا راچکنم...؟
 ان روزي راکه ببيند تو دست دردست ودوش به دوش ديگري ايستاده اي...؟
به نگاه مظلومانه وپرسشگر او چه جوابي بدهم...؟
 اري...
 ان روز او براي هميشه ازتپيدن مي ايستد ومن نيز از شرم دروغهايم خواهم مرد...!!!
                             ×××××××××××
 رفتي ونديدي...!
 نديدي که تنهايي بعداز تو چي به روزم اورد...!؟
 رفتي ونگفتي که بعدازتوچگونه بااين روزگار بسازم...؟
 مگه نمي دونستي ....؟
 نمي دونستي که بي تو ديگه بهانه اي براي زنده ماندن ندارم...؟
 رفتي وهرچي داشتم با خودت بردي ...!
عشقم رو..
.اميدم رو..
.وهمه ارزوهامو...
 حالا من موندم ومن..
.تنهايي...تنها...!!!
 ديگه به چي اين دنيا دل خوش کنم...؟
 به چه ارزويي شب ها بخوابم وبه چه اميدي صبح ها چشم بازکنم...؟
 چرارفتي...؟
چطور تونستي به اين سادگي فراموشم کني...؟
خيلي بي رحمي...
خيلي سنگ دلي...
کاش مي شد فراموشت کنم...!
کاش مي شد...!!! گريان
¤ نوشته شده توسط اسیر زندگی در سه شنبه 4 دي 1386 ساعت 07:39
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | نظرات (0)
{ صفحه قبل } { صفحه 9 از 9 } { صفحه بعد }
خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان
اضافه به علاقه مندي ها
صفحه خانگي شود
درباره وبلاگ
آفلاين

موضوعات
نوشته هاي پيشين
باد مارا خواهد برد.....
دیگه سلطان قلبم نیستی....
ای خدا دلگیرم ازت...
شعله بیدار
نمی تونم فرا مو شت کنم...!؟
نويسندگان
غلام داودی
پيوندها
عشق های بی فرجام
شهر من انزلي
انزلي بلاگ
ملوانيها
فروشگاه آنلاين
شرکت ايرانيان پيشگام
دوستان
ياهو
<%YahooID%>
خبرنامه
براي عضويت در خبرنامه لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:

جستجو

آماروبلاگ
امروز: سه شنبه 12 آذر 1387
نظرات: 6
نوشته ها: 9
بازديد امروز: 8
بازديد ديروز: 0
کل بازديدها: 983

RSS

POWERED BY

بهترين کدها و بهترين دانلودها در مينوس

AnzaliBlog.com